![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
از دیده به جای اشک خون می ریزد دل خون شده، از دیده برون می آید
" ان الله لا یغیرما بقوم حتی یغیرو اما بانفسهم" ............................................................................................... روسو: به مردم راه را نشان ندهید، برایشان برنامه ی کار وضع نکنید، به آنها فهمیدن بیاموزید، خودشان راه را خواهند یافت و برنامه ی کارشان را خود وضع خواهند کرد"! ............................................................................................... حکومت مذهبی رژیمی است که در آن بجای رجال سیاسی،رجال مذهبی(روحانی)مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت.آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است.زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین می داند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند.یک زعیم روحانی خود را بخودی خود زعیم می داند،به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین،نه به اعتبار رای و نظر و تصویب جمهور مردم.بنابراین یک حاکم غیر مسیول است و این مادر استبداد و دیکتاتوری فردی است و چون خود را سایه و نماینده ی خدا میداند ،بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد.گذشته از آن،برای مخالف ،برای پیروان مذاهب دیگر،حتی حق حیات نیز قایل نیست.آنها را مغضوب خدا،گمراه ،نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدایی تلقی می کند. "شریعتی" نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد. ... "شریعتی"
... فقط یادمان باشد که بسیاری کاری می کنند تا بمانند اما بیایید بمانیم تا کاری بکنیم.
- 29 خرداد سالروز درگذشت معلم شهید دکتر شریعتی گرامی باد.
|
|
+
شنبه 30 خرداد1388 9:42 سیامک حسن زاده |
|
|
يك حقه باز فرانسوي در قرن 19 با شير خشك يك مذهب درست كرد.اصلا" قرن 19 قرن خاصي است.در اروپا مكتب درست مي كردند و در جامعه ي اسلامي مذهب، يازده عدد امام زمان در نيمه ي قرن 19 در اسلام ظهور كرد. همه با هم معاصر! بفاصله ي سه چهار ، تا دوازده سال، يكي از آنها همين دين شير خشكي بود. تازه در اروپا شير خشك اختراع شده بود، چند كيلو برداشت، رفت افريقا گفت اي مردم! خداوند گرسنگي شما را ديد و بر فقر و گرسنگي شما رحمت آورد، مرا براي نجات شما فرستاده است. من معجزه اي دارم كه مثل معجزه ي انبياء ديگر نيست كه شكم انسان را سير نكند، يك معجزه ي ايده آليستي نيست، ذهني و متافيزيكي نيست، ميخوري و مي فهمي . آب كه داريد، خداوند به من نيروئي داده است كه آب را در افريقا براي اين مردم گرسنه شير كنم، شير طبيعي. هر كسي كه باور ندارد خودش برود آب بياورد، ميرفتند آب مي آوردند و او ، طي تشريفات و ذكر اوراد خاصي، كمي از اين گرد شير خشك مخفيانه در آب ميريخت و ميداد همه ميخوردند و ميديدند واقعا" شير است و واقعا" هم ايمان پيدا ميكردند. الان نيايشها و سرودها و دعاهاي فراوان وجود دارد در تجليل از همين پيغمبر كه رسالتش شير خشك بوده! بعد از اينكه كارش بالا گرفت، مثل همكار معاصرش در ايران كه اعلام كرد: من "باب" ام ، مهدي موعود، پيغمبر، خود خدا در لباس بشر و آن "نقطه ي اولي" بعد ميايد ومن مبشر اويم، من كه رفتم او مي آيد! ، او هم بشارت ظهور بعدي را داد و سپس ژنرال گيوم آمد، فاتح افريقا ! . . . جوموكنياتا رهبر دانشمند كنيا مي گويد:" وقتي اين اروپائي ها آمدند، ما زمين داشتيم آنها انجيل، اما حالا آنها زمين دارند، ما انجيل" !
" دکتر علی شریعتی " |
|
+
پنجشنبه 14 خرداد1388 9:18 سیامک حسن زاده |
|
|
یک مقایسه ی ساده: دولت خاتمی: آزادی بیان، کتاب، آگاهی، شعر،شعور،هنر،روابط خارجی،مطبوعات،دانشگاه،گفتگوی تمدن ها،جوان، پرداخت اکثر بدهی های دولت پیشین و تحویل صندوق با ذخیره ای قابل توجه... اما تا مشکلات اقتصادی بر مردم فشار آورد خیلی زود صدای نارضایتی ها به گوش رسید با اینکه مردم خاتمی را بسیار دوست داشتند! همه می دانستند که دولت خاتمی بسیار و البته بی رحمانه در فشار است.همه می دانستند که قیمت نفت چه مقدار است و صندوق را با چه میزان کسری به او سپردند . همه دوستش داشتند و نگرانش بودند اما، ناراضی.
دولت احمدی نژاد: صندوق را با مقداری ذخیره به او سپردند،قیمت نفت به یکباره افزایش یافت،حمایت از دولت بی سابقه بود، وعده هایی که هرگز عملی نشد،هر آنچه که لازم بود اجرا کرد،مردم فهمیدن که چون نفت بدبو است به سفره ها نیامد، بازنشستگی های اجباری،حذف برنامه و بودجه و سازمان ملی جوانان، حضور دلهره آور گشت ارشاد برای کمک جهت ارسال به بهشت و پذیرایی از ملوانان متجاوز انگلیسی جهت ممانعت از ورود به جهنم، توزیع عادلانه فقر، حمایت های عجیب و غریب و بی حساب و کتاب از برادران خارجی مخالف با امریکا،هزینه های سرسام آور آمارگیری ها ،ثبت نام ها و صدور کارت های مختلف جهت صرفه جویی، داستان مضحک بنزین،هولوکاست،مطبوعات، دانشگاه ها، وزارت کشور و اقتصاد، بانک مرکزی، تورم، روابط خارجه، چاوز،کمک به پاکستان،فلسطین،لبنان،امارات،عراق. انرژی هسته ای ...
با تمام این احوالات امروز احمدی نژاد شانس بسیاری برای انتخاب شدن دارد!!!!
به جرات می توان گفت که سیاستهای اصول گرایان برای رسیدن به موفقیت حساب شده تر و بهتر از جناح مقابل است. بهتر آن است که بگویم اصول گرایان بهتر مردم را شناختند. (دیروز بدلیل هجوم مردم برای دریافت سهام عدالت به سختی موفق به پاسیدن چک در بانک شدم) در یک انتخابات تعداد رای است که برنده را معرفی می کند حال رای دهنده یک استاد دانشگاه باشد یا یک کشاورز زحمتکش کم سواد. اندازه ی آگاهی مهم نیست چه بسا هر چه میزان آگاهی بالاتر رود ممکن است مشارکتش در انتخابات کمتر شود.اصلاح طلبان گویی در زمان خود زندگی نمی کنند. نمی بینند که این روزها چقدر امام زمان های دروغین ظهور می کند.چقدر خرافات وارد زندگی ها شده و چقدر آیین های جدید درآمدزایی می کنند. ساده گی را در مردم نمی بینند و بی اعتمادی را و البته دشواری زندگی را. امروز خوب می دانیم که چه دوره ی سخت و مهمی است اما باز هم راه برد را نمی دانیم!
در مدل انتخابات و آرا و شمارش آن هیچ شکی ندارم اما از مردمانم همیشه در عجب خواهم ماند. در دوره ی پیش به احمدی نژاد رای دادند تا رقیبش رای نیاورد درست مانند همانی که به خاتمی رای دادند تا حریفش رای نیاورد!!! باید قبول کرد که ما همانی نیستیم که فکر می کنیم. خاتمی را دوست دارم. او مرد بزرگی بود. بسیار ازش آموختم.امروز او نیامد. اما اگر می آمد هم ترغیبی به رای دادنش در من نبود. هنوز فراموش نکردم تصمیم های اشتباهی را که در مواقع سخت و حساس گرفت و آنجایی که باید می بود نبود. یادم نمی رود که خاتمی جریانی بود که مردم آن را بوجود آوردند. همان وقتی که مردم به او رای دادند (با تمام بی شناختی که به او داشتند) تا رقیبش انتخاب نشود. من خاتمی را نمی خواهم اگر در لحظات سختم نیست.به چه کارم می آید اگر آنی نباشد که می خواهم؟ نمی آید و دیگری را معرفی می کند! موسوی هم بزرگ است و هم عزیز اما به او هم رای نخواهم داد چون انتخاب فکری من نبود. چون او هم مثل خاتمی دوره اول برایم ناشناخته است و البته سفارش خاتمی است برای انتخاب نشدن احمدی نژاد. امروز کروبی را بهتر می بینم. حداقل اینکه او هست. اگر رای دهم او انتخاب من است هر چند با وجود احمدی نژاد و موسوی و این مردم لجباز احتمال بردش ناچیز است.
رقابت میان احمدی نژاد و موسوی بیشتر است و البته نزدیک به هم. اما حامیانش: حامیان احمدی نژاد به او رای می دهند چون از او منافعی داشتند چه تسهیلاتی کلان چه یک برگ سهام عدالت. حامیان موسوی به او رای می دهند :1- چون خاتمی گفته!!! 2- تا احمدی نژاد پیروز نشود!!! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ... از کسی میپرسند چه جور فکر می کند، قبلاً باید پرسید از که می خورد! – این یک اصل عمومی است، غیر از تیپ هایی که استثنائی اند، استثنائی قاعده نمی شود. برای اینکه بفهمی این آقا چه جور فکر می کند، باید قبلاً پرسید که از کجا می خورد! از همانجایی که می خورد، از همانجا هم فکر می کند؛ نمیشود طور دیگر فکر کرد.
... برای گروهی که در کویر سوزانی از عطش له له می زنند و مرگ را پیش چشم می بینند، چه قصه ی لیلی و مجنون را بگوییم و چه تاریخ مستند جنگ مذهبی ایرلند را، یکی است. "دکتر علی شریعتی"
|
|
+
یکشنبه 3 خرداد1388 16:31 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|