![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
معنی آوار را می دانی؟ آن روزها آستارا نبودیم. زلزله منجیل بود. پدر ، هر چه که در توانش بود جمع کرده بود برای کمک. پتو ، خوراکی و ... جلوی بیمارستان قیامتی بود. حتی پیاده روها هم سراسر رفته ها و مانده های زلزله بود و سیل مردم برای کمک. میدانم سخت بود. پدر می گفت زیر آوار مانده اند... آوار ... واژه ی غریبی بود برایم. . . . (کسی مثل هیچکس) سنگینی اش را زمانی فهمیدم که لحظاتی با جسم بی جان و خون آلود دایی تنها بودم. آری همه چیز آوار شد بررویم. زیر آوار مانده بودم. هرگز رفتنش را باور نخواهم کرد. مگر می توان باور کرد اصلاً. من که نه . از هر که می خواهی در این شهر بپرس. باور کردنی نیست آخر. ممد دایی، که تنها دایی من نبود . که هر که مرا می شناخت و او را ، ممد دایی صدایش می کرد... تحمل سنگینی آوار غمش سخت است. میدانی سخت یعنی چه؟ یعنی میثم، مهتا، یعنی بیتا. بخدا نمی دانم با اشکهای پدر چه کنم؟... ....................................................................................................................... ممددایی ، قربون اون لبخندهای بی بهانه و مهربونی های بی دریغت، رفتی. قبول. اما می دونی چیکار کردی؟ هنر یتیم، ورزش یتیم، فامیل یتیم، محله یتیم ... ........................................................................................................................ سعی می کنم این یادم باشه:
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست؟ چرا به دانه ی انسانت این گمان باشد؟
|
|
+
سه شنبه 11 فروردین1388 12:42 سیامک حسن زاده |
|
|
اگر پیاده هم شده است سفر کن. در ماندن، می¬پوسی. هجرت کلمه بزرگی در تاریخ "شدن" انسان¬ها و تمدن¬ها است ... "از وصیت نامه دکتر شریعتی"
نخستین روز سال را با سفر آغاز کردم. بعد از مدتی سخت تلاش کردن برای زندگی تنها چیزی که میتوانست آرامم کند جاده بود و سفر.سفری از همینی که هستم تا... اعماق تاریخ. و این بار پدال گاز را برای رفتن به بیش از 3000 سال پیش فشردم. تخت سلیمان و آتشکده آذرگشنسب و زندان دیو و تخت بلقیس و ...
تخت سلیمان،همانی که می گویند زادگاه زرتشت است با آثار معماری خاص مانند چهارطاقی آتشکده و سازه های آیینی وابسته بدان و نیایشگاه آناهیتا و کاخهای دوران ساسانی و ایلخانی و دریاچه ی زیبایی که بر این باورند که قرار است دختری پانزده ساله در آن شنا کند و از نطفه زرتشت که سالهاست در آن نگهداری می شود باردار شود تا منجی بشر دین زرتشت (سوشیانت) پای به پهنه ی گیتی بگذارد و جهان را رهایی بخشد! و آتشکده آذرگشنسب ،جایگاه آشتی آب و آتش. یکی از سه آتشکده ی مهم زرتشتیان. همانی که 61 بار نامش در شاهنامه آمده.آتشکده پادشاهان و جنگاوران.همانی که بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی با پای پیاده به نیایشش می رفتند. و زندان سلیمان، کوه مخروطی میان تهی با گودالی به عمق 80 متر و دهانه ای به قطر 65متر. مهیب و ترسناک، معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می کردند را در آن زندانی میکرده...
و تخت بلقیس و .... و سفر.
|
|
+
سه شنبه 4 فروردین1388 16:17 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|