تبليغاتX
یک فریب ساده ی کوچک...
مبین که میگوید ببین چه میگوید
 

دیشب بعد از اجرای برنامه که اومدم خونه، دو قدم مانده به صبح صالح علاء پخش میشد. یکی از مهموناش استاد کاکاوند بود.همونی که شبهای رادیوییم آروم میشد با شنیدنش.آخر برنامه شعر بهاربهار بهمنی رو خوند و خداحافظی کرد.

از اون موقع تا همین حالا همش دارم زمزمه می کنم که:

بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
 بهار بهار
 چه اسم آشنايي ؟
صدات مياد ... اما خودت كجايي
 وابكنيم پنجره ها رو يا نه ؟
 تازه كنيم خاطره ها رو يا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
 بهار اومد با يه بغل جوونه
 عيدو اورد از تو كوچه تو خونه
 حياط ما يه غربيل
 باغچه ما يه گلدون
 خونه ما هميشه
 منتظر يه مهمون
 بهار اومد لباس نو تنم كرد
 تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
 خواب و خيال همه بچه ها بود
 آخ ... كه چه زود قلك عيديامون
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
 بهار اومد برفارو نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسي ديگه آشنا كرد
 يه حرف يه حرف ‚ حرفاي من كتاب شد
حيف كه همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
كه صب تا شب دنبال آب و نون بود

 

+  یکشنبه 18 اسفند1387 15:59  سیامک حسن زاده | 
 

-     این روزهایم شیرین است، اما فرصتی برای چشیدنش نیست. این روزها که شیرین است هیچ عجیب هم هست آخر. این روزها باید کاری کرد ، نماند ، جاری بود سراسر. سخت نیست ها... اما... یک جوری است. یک جوری ... فکر می کنم مزه اش باید شیرین باشد . می گویند این روزها بهترین روزهای زندگی است . می دانی ؟ من تابحال خرمالو نخورده ام. ولی امروز می دانم بی شک خرمالو بهترین میوه ی آقای خداست... آن یک جور هم این جوری است.

 

-     هی می نشستم جدا می کردم. خط می کشیدم . دفترم سراسر خط بود و تقاطع آنها روی نامها.    بی هیچ چراغی و پلیسی. اغلب نامها کمرنگ می شد و می رفت،حتی تا بی رنگی ... یک روز آقای خدا آمد. گفت:" بچه. تو اگه راس می گی برو غازت را بچران، تو رو چه به این کارا؟؟!! این دفتر و خط کشیدن ها کار من است ... خجالت که کشیدم اما ... نترسیدم. همانطور که خجالت می کشیدم و هی خجالت می کشیدم ... باز خجالت کشیدم ولی گفتم: آقای خدا ... کاش میذاشتی گاهی بیایم و خط بکشم. زیر نامها ... نامهایی که دوستشان دارم ... دوباره دفترم را از سر خط کشیدم ...

-          این را می نویسم تا یادم باشد :

بچه های گروه نمایش چارلی (بعد از یک وقفه ی تقریباً طولانی) از شب 10 اسفند ماه جنگ شادی رو به صحنه می برن. شوق عجیبی در تک تک بچه ها پیداست. اما نه برای جنگ که برای من. برای این روزهای عزیزم . این رو کاملاً احساس می کنم. لحظه به لحظه با من در تماس هستند و با شوق خیلی محترمی آماده برای کمک به من. در این بین با احتیاط شیرینی ازم خواستند تا اجرای برنامه بر عهده ی من باشه. البته چه من مجری باشم چه نه روز جشن برنامه تعطیله و همه مهمون من.(چه برنامه هایی هم آماده کردن برای اون شب – البته من بی خبرما).حالا مگه میشه به این بچه ها که همیشه به من اجازه ی ورود دادن نه گفت؟؟!!

ممنونم از این بچه های هنرمند، از داداشا،باجی نوا و همه ی همراهانم که این روزها خطوط دفترم رو پررنگ کردن.

 

برای  متن کارت عروسی این جمله زیبا از دکتر شریعتی رو انتخاب کردم تا همیشه یادم باشد که:

 

" خدایا ، به هر آنکه دوست میداری بیاموز که

  عشق از زندگی کردن بهتر است

  و به هر آنکه دوست تر میداری بچشان که

 دوست داشتن از عشق برتر است."

 

راستی این یک کارت دعوت همگانیه برای تمام عزیزان جانی که گاه زیر نامم خط کشیده اند.

 

 

+  چهارشنبه 7 اسفند1387 16:58  سیامک حسن زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا می خواند.

پیوندهای روزانه
جمیله کدیور
محمدرضا شجریان
شفا
سید ابراهیم نبوی
محمد صالح علا
سایت رسمی دکتر علی شریعتی
احمد شاملو
کسی مثل هیچ کس(شهرام ناظری)
استاد شهرام ناظری
حسین پناهی
محمد رضا لطفی
فرهاد مهراد
شهرام ناظری
سید عطا’الله مهاجرانی
عرفان شمس
دکتر علی شریعتی
کتب رایگان الکترونیکی
فریدون مشیری
سهراب سپهری
سید محمد خاتمی
عبدالکریم سروش
جبران خلیل جبران
پائولو کوئلیو
اوشو
کتابخانه رایگان الکترونیکی
صادق هدایت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
1-این چند نفر
2-امیر
3-حمید
4-علی
5-نوا(آرزویی به رنگ مرگ خزان)
6-ميثم خودمون
7-شیوا
8-نینا
9-باران
10-نسیم بهاری
11-هبوط در تنهایی(مهدی و نفیسه)
12-مرگ يا...
13-سینمای برتر
14-صندلي دسته دار
15-امروز با حافظ(سهیل)
16-هبوط(امیر)
17-زهره
18-پریسا
19-فرشته کوچولو
20-ماهی بزرگ
21-هبوط در کویر
22-ماه نقره ای
23-دختر آریایی
24-فروغ(آسمان وانیلی)
25-فروزان
26-گل کاکتوس(مهدی)
27-میثم
28-اس ام اس و جوک های جدید
29-حرفهای ناتمام(دکتر شریعتی)
30-بابک(نمایش)
31-آبجی
32-ندا و نرجس
33- آفتاب
34-زرین(از دل من تا دل تو)
35-کیمیا
36-آلبالو خانوم
37-الهه(خاکستان ناآشنا)
38-... باران
39-پرواز در سن
40-پرویز نوری زاد
41-ناشکیبا
42-دنیای کوچیک من
43-آشنایی با تفکرات دکتر علی شریعتی
44-گروه یاران مصدق
45-دوستداران شریعتی
46-هستي
47-بهشيد
48-ما آدمها
49-نواهاي ايراني
50-میم مثل ماهی
51-مصطفي (معلم انقلاب)
52-آزادي ايران عزيز
53-مهدي و حامد (دكترشريعتي)
54-وزن بودن را احساس كنيم
55-خليل جوادي
56-اصلاحات
57داوود ملک زاده
58-ارمینا
59-افشین خدامرد
60-كاوه وفايي
61-حکایت داستان های تک خطی
62-فرزاد حسنی
63-پزشک ایمانی
64-شهرام پوررستم
65-طنز چهره های آستارا
66-به همین سادگی (داداش شهرام)
67-مربای تلخ(بابک ملک زاده)
68-کروب رضایی
69-آشوب
70-رومینا پوررستم
71-دامون
72-تابان هاشم نیا
73-نشمیل
74-سهیل ابراهیمی
75-دَرهَم
76-صبرا ( آنچه قائم است،کلمه است)
77- دشنه1
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان