![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
چه دنیای مزخرفی ساخته ایم برای خود !!! حماقت تا به کجا ؟!!!... منِ جوانِ تر و تمیز پوشِ پرادعایِ قلمبه گوی ، گاه چنان شاعرم که با احساسات نازک و تشبیه و استعاره های جلیل و شاعرانه ام از شباهت معشوقه به رنگ آفتابی گل نیلوفر آبی در صحرا و عطر سحرکننده ی گل سرخ می گویم(همان گل سرخ و نیلوفری که نامش را از روی دیوان حافظ و سعدی یادگرفته ام و هرگز در باغچه نخواهم شناختشان)؛ و گاه چنان از شاهنامه بعنوان سند هویت ملت حرف می زنم و چنان از عملکرد کوروش در انعقاد قرارداد ننگین ترکمنچای حسرت می خورم که گویی با از دست دادن بلخ و هرات دنیا به آخر رسیده. . . . امروز اینجا همه شاعرند و فیلسوف و هنرمند و متفکر و دانشمند. و قرارمان برفحش دادن به نمرود و اسکندر و یزیدو صد البته امریکا؛ و مغرور به تاریخ و فرهنگ عظیم باستانی و اسلامی خود. امروز سهم ما از تمدن یکدست کت و شلوار ایتالیایی و از مذهب یک من ریش، از ادب شاهنامه و دیوان حافظ بر طاقچه و چقدر زود دیر می شود بر دیوار؛ و از سیاست انتخابات و شوری(درست همان اصلی که در سقیفه مخالفش بودیم). امروز ما درست مانند همان مارکسیستی هستیم که از تمام اصول اعتقادیش فقط یک جفت سبیل دارد. امروز ما در زبان از علم صحبت می کنیم و پیشرفت و اقتصاد و منطق و در عمل نگران روز سیزدهم و چشم ارزق همسایه و از پهلوی چپ برخاستن.
ما حتی قدرت این را نداریم تا باور کنیم که این روزها ما آدمی هستیم شسته و رفته و واکس زده که در درون هیچیم.
|
|
+
چهارشنبه 24 مهر1387 11:38 سیامک حسن زاده |
|
|
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت "عیدتان مبارک"
بعد از تمام سال هایی که صرف شد برای شاه, برای جنگ, برای امریکا , برای بوسنی,فلسطین,لبنان, افغانستان , سوریه ,داغستان... بعد از تمام سال هایی که پدری شد برای دیگران و یتیم ماندیم ما. بعد از تمام سال هایی که از ما گدایی شد برای دیگران. بعد از تمام این سال ها...مهمترین پیام محمود احمدی نژاد برای جهانیان ظهور امام عصر بود و البته باز هم برای ما پیامی نداشت !!! یادم افتاد که : از یکی از بزرگان مبارز ایران که سال ها در زندان بود دو سه پسر ناخلف بار آمدند . ازآن شخصیت پرسیدند که چرا بچه هایت آن قدر ناخلف شده اند , گفت که من همه اش زندان بودم پس چه کسی می بایست به آن ها می رسید و تربیت شان می کرد. چه چیزهایی به دست آورده ایم و چه چیز هایی را از دست داده ایم؟! روز مولانا بود. مردی که جهان را تسخیر کرد و هنوز نمی شناسیمش. " چه زشت است كه بر سر ايراني بودن يا تركي بودن يا روسي بودن مولوي كشمكش دارند روسها و ايراني ها و ترك ها !آتاتورك،نادرشاه و پطركبير به كشورها متعلق اند اما مولوي؟ مولوي از آن كسي نيست،از آن كسي است كه مثنوي را احساس ميكند، شمس از آن كيست؟از آن مولوي ؛ اما اخوي مولوي؟ از آن خانواده اش و محله اش و نه از آن مولوي؛ متوسط ها به ملكيت و تخصيص در مي آيند."
آقای شیخ مدقق کثرالله امثاله و متع الله المسلمین بطول بقائه که از اجله ی اهل منبرند , در مشهد ما روزی بر سر منبر می فرمودند که : "مردم قدر زندگیتان را بدانید و شکر این همه نعمت و راحت که خداوند به شما ارزانی کرده و شما را به برکت دین و ایمانتان در میان همه ی ملت ها عزیز داشته و شما را امت مرحومه شمرده است, به جای آورید, که اروپایی ها به مکافات کفر و نکبت شرکشان گرفتار شده اند که خداوند مجبورشان کرده که در اعماق هولناک چاه های نفت و معدن های زغال و مس و آهن و سرب و غیره کار کنند و با مرگ سیاه و آوار و گرد و خاک قرین باشند یا در کارخانه ها در روغن و دود و بدبختی کار کنند و رنج ببرند. و ماشین بسازند و در کاغذ بپیچند و به این جا بفرستند و ما به برکت این دین و ائمه اطهار دست کنیم و قیمتش رابپردازیم و بدون هیچ دردسری پشتش لم بدهیم و از دسترنج آنها به راحتی استفاده کنیم"! و من در دل دعا کردم که خدایا روزی را بیار که ما هم به مکافات اعمال و عقوبت کفرمان گرفتار شویم و آن ها هم کمی مزه ی برکت این دین و ایمان مدققی را بچشند! دکتر علی شریعتی _ بازگشت
|
|
+
سه شنبه 9 مهر1387 18:49 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|