![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
در اينجا آن بحث طولاني را كه امامت يك منصب نيست، يك خصلت است، يادآوري مي كنم. در اينجا، امامي كه خانه نشين است و امامت نمي كند مثل قهرمان جهان است كه يك پهلوان پنبه را به جاي او قهرمان جهان لقب داده اند و نشان و سكوي افتخار و حقوق ويژه؛ در اينجا چه فاجعه اي پيش آمده است؟ و اين يكي از اشتباهات رايج در انديشه و زبان ما (است)، كه مي گوييم حق علي را پايمال كردند!حق خانواده ي پيغمبر را از ميان بردند!چه مي گوييم؟ علي خود حق است، خاندان علي خود يك حق است، در اينجا اين حق مردم است كه پايمال شده است. وقتي بزرگترين نويسنده ي يك ملت يا يك عصر را نمي گذارند چيز بنويسد، نويسنده بودن را از او نمي توانند سلب كنند، اين ملت است، عصر است كه از حق خواندن و داشتن آثار بزرگترين نويسنده اش محروم شده است، حق يك ملت، حق يك عصر سلب شده است. حكومت علي، ارزشهاي متعالي خاندان علي يعني حقي كه مردم داشتند، يعني حقي كه از آن تاريخ بود، آن را از مردم ، از تاريخ گرفتند. امامت ، علي بودن است، و اهل بيت، آن رب النوعهاي مثالي و حقيقتهاي اساطير مانندي كه در يك خانه جمع شده بودند. علي را كسي از علي بودن محروم نكرده است، مردم از علي داشتن محروم شده اند.
من درباره ي علي، كه شكوه معجزه آساي انسان را در او و از او دريافتم و در او ديدم كه چرا فرشتگان هم مي بايست آدم را سجده مي كردند، داشتم مطلبي مي نوشتم، كلمات نمي آمدند و قدرت توصيف مي لنگيد، به تشبيه پرداختم كه معمولاً جبران ضعف بيان و توصيف است؛ تشبيه نيز دشوار است, گفتم: "شمس مولاناست، ويرژيل دانته است و رستم فردوسي ...!" ديدم نشد، بي مزه و ضعيف مي نمايد و پيداست كه كلمات را پيدا نمي كنم، درماندم، گفتم: "به سكوت گوش فرادهيم تا از علي سخن مي گويد، او با علي آشناتر است"! ناگهان در سكوتي طولاني كه به علي مي انديشيدم ، جمله اي در مغزم افتاد كه احساس كردم از من نيست، سادگي و شگفتي يك الهام را دارد: علي : " انساني كه هست ، از آن گونه كه بايد باشد و نيست "!
روزي در ضمن سخنراني، يكي يك مساله علمي را سئوال كرد، علي جوابش را گفت و قانع شد؛ ديگري سئوال اعتقادي كرد، علي فوري جوابش را گفت و قانع شد؛ ديگري سئوالي فقهي كرد و علي جوابش را گفت و قانع شد. يكي از همين باند از وسط جلسه فرياد زد: "خدا او را بكشد، عجب آدم باسوادي است،ها"! ... علي سكوت مي كرد.
در طول بيست و پنج سالي كه هيچ كاره و بر كنار بود، محافظه كار بود و اكنون كه زمام يك امپراتوري بزرگ را به دست گرفته، انقلابي شده و اين سرنوشتي است كه همه ي انسانها برعكسش را طي مي كنند: همه انقلابيند و وقتي كه روي كار مي آيند ، محافظه كار مي شوند.
چه رنجي بزرگتر از اينكه ملتي عاشق علي باشد و عاقبت يزيد را داشته باشد؛ چه رنجي بالاتر از اينكه كساني كه مي بينيم در چه سطحي از معنويت ، از آگاهي، از منطق و از انصاف هستند ، بايد از علي و از مكتب علي سخن بگويند و مردم را با علي آشنا كنند؛ چه رنجي بالاتر از اينكه در اين دنيا يك ملتي، يك گروهي هست كه مارك علي بر پيشاني سرنوشتش خورده ،(ولي بايد) از فقر، از خواب، از تخدير، از تفرقه، از كوتاه انديشي، از بدبيني، ضعف و ذلت رنج ببرد؛ و چه رنجي بالاتر از اينكه الان مي بينيم نسل قديم ما كه به علي و به مذهب علي وفادار مانده، قدرت زايندگي و حركت خودش را از دست داده و به جمود و توقف دچار شده و نمي تواند نسل آينده را به تاريخ و فرهنگ و مذهب علي پيوند بدهد و آنچه را كه شهداي بزرگ شيعه و علماي بزرگ شيعه و بزرگان و فداكاران و مردم عاشق شيعه به اين نسل سپرده اند، نمي تواند به نسل بعد از خود انتقال دهد.
دکتر علی شریعتی - علی (ع)
|
|
+
شنبه 30 شهریور1387 9:40 سیامک حسن زاده |
|
|
چند روز قبل یه سفر کاری پیش اومد و از طریق مرز زمینی آستارا راهی باکو شدم. آستارا توسط رودخانه مرزی آستاراچای به دو نیم تقسیم شده که نیمی در ایران و نیمی دیگر در جمهوری آذربایجان قرار داره. از آستارا تا باکو تقریباْ ۴ ساعت و نیم فاصله هست و جاده ی باریکی که تقریباْ تا ۱۰ کیلومتری باکو خط کشی و علائم راهنمایی نداره و البته پره از پلیس های دوربین بدست آماده برای جریمه های سنگین (جریمه سرعت غیر مجاز ۱۰۰ مانات - هر مانات ۱۲۰۰ تومان)!!! مدل رانندگی در باکو برام خیلی جالب و عجیب بود. اول اینکه بیشتر آذری ها عشق ماشینهای شاسی بلندند و جدیدترین ها رو می تونی به وفور ببینی. بستن کمربند ایمنی داخل شهر لازم و تو جاده آزاد(یعنی پلیس گیر نمی ده)!!! بیشتر راننده ها وقتی به چراغ قرمز می رسن ترمزهای وحشتناکی می گیرن!!! دلیلشو که پرسیدم فهمیدم که از شنیدن صداش لذت می برن.!!! بصورت غیر ارادی پشت چراغ قرمز و تو ترافیک همه بوق می زنن!!!ماشینهای مدل بالای دیزلی زیاد استفاده میشه هرچند گازوئیل هم گرونه.(لیتری ۴۵۰ تومان). با تمام این رفتارهای عجیب رانندگی حتی یک مورد کوچیک تصادف هم ندیدم. تو این سالهای اخیر باکو رشد خیلی سریعی داشته و تقریباْ تو تمام شهر ساخت و سازهای وسیعی انجام میشه. پیمانکارای ترک ایرانی فرانسوی و ... بشدت فعال هستند و روز به روز باکو زیباتر میشه. بدون شک باکو زیباترین شهر قفقازه. این چند روز رو مهمون یه خونواده ی آذربایجانی بودم و معنای مهمون نوازی رو به طور کامل درک کردم. یک زندگی بسیار ساده و مردمی فوق العاده قانع. این چیزی بود که لذت بردم ازش. شاید سطح درآمد مردم آذربایجان زیاد بالا نباشه و بسیاری از اونا در فقر زندگی کنن اما مردم احساس فقر نمی کنن و از زندگی شون لذت می برن. مردمانی شاد و خوشگذران. شور و رنگ و زندگی در تک تک مردم موج می زنه و آدم از دیدن این همه حرکت و موسیقی لذت می بره. باقی مطالب رو کوتاهتر میگم: - حتی یک مورد هم موتورسوار ندیدم! -آدرس که می پرسی به کاملترین شکل ممکن راهنمائیت می کنن. -جالب ترین و عجیب ترین کار ماها براشون تعارف کردنه. -تقریباْ همشون دندون طلا می زارن! -روبوسی فقط یک بار نه مثل ما سه بار. -همه ی سوپورهایی که دیدم زن بودن! -به اتفاق رئیس جمهور و حکومتشون رو صمیمانه دوست دارن!!! -تعداد پلیس بیش از حد تصوره. -هنگام ورود به شهر بیشتر از هرچیزی دکل های نفتی به چشم می خوره. -ساختمان دانشگاه موسیقی و هنرش خیلی زیباست. -در موسیقی تئاتر و اپرا یکی از قدرت هاست. -تقریباْ همه ی مردها سیگار می کشن.
|
|
+
دوشنبه 25 شهریور1387 12:58 سیامک حسن زاده |
|
|
پس اسلام شام و بغداد را رها كنيم، در حرا و در مسجدالنبي بگرديم، تشيع چهارباغ اصفهان را رها كنيم، تشيعي را كه در خانه ي فاطمه روئيد و در صحراي خاموش و خلوت "ربذه" مرد، در محراب كوفه شهيد شد، و كنار فرات، باز جوشيد، بجوئيم. در نظام طبقاتي ، توحيد حاكم نيز نقش شرك را دارد، در حاكميت زور، قرآن نيز جانشين "بت" مي شود نه مگر ابوسفيان، در احد، بت عزي را بر سر دست بلند كرده بود و به جنگ محمد آمده بود؟ و فرزندش، معاويه، پس از اسلام، در حكومت اسلام، قرآن را بر سر نيزه پرچم كرد و به جنگ علي آمد؟ بگرديم و آن ايماني را كه در طول زمان و در نظام مشابه حاكم بر زمين(بنام كفر با دين) ، پايمال شده است و غربت، تبعيد شده است و شهيد ، پيدا كنيم و عده اي از مردم ده را همراه ببريم تا آنچه را كه مرداب سازان، در آبگون اين قنات، مدفون كرده اند و از وجدان مذهبي و ضد مذهبي ،روشنفكر و مرتجع دنيا ، مجهول ساخته اند، بشكافيم و بيرون آريم و "جاري" سازيم و اين روستاي بيمار و پژمرده را ، با مزرعه خشكيده و مردم بي خونش ، حيات و حركت و خرمي بخشيم!
برادر ، چراغ ها را بايد روشن كرد. من از تو ، براي طلوع، بي تاب ترم. بگذار اين مذهب جادو ، در روشني بميرد. تا " مذهب وحي" را ببينيم. چهره ي "علي" ، در روشنائي ، زيبا و خدائي است، به تو و من، بي مذهب و مذهبي، هر دو ، علي را در تاريكي، نشان داده اند.
"گفتگوهای تنهایی - دکتر علی شریعتی"
|
|
+
یکشنبه 10 شهریور1387 10:3 سیامک حسن زاده |
|
|
گلشیفته فراهانی در جدیدترین فیلم کارگردان مطرح جهان ریدلی اسکات در کنار لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو نقش آفرینی کرد. این فیلم که از همین حالا یکی از کاندیداهای اصلی جایزه اسکاره از 19 مهرماه در سینماهای امریکا و انگلیس اکران میشه. مهمترین شرط این بازیگر ایرانی برای بازی در فیلم ریدلی اسکات استفاده از حجاب کامل در صحنه های مختلف فیلم بود. به همین دلیل ریدلی اسکات ناچار شد برای نقش پرستار عرب فیلمش در فیلمنامه تغییراتی ایجاد کند و تنها در قسمتهایی از فیلم که با توجه به داستان این کار ممکن نبود گلشیفته از کلاه گیس استفاده کرد. و گلشیفته روز سه شنبه وقتی برای بررسی یک پیشنهاد تازه از هالیوود عازم سفر بود فهمید که ممنوع الخروج است. یادم افتاد زنده یاد فرهاد مهراد در مصاحبه ای گفت: " مملکت ما بسیار مکان مناسبی است برای هرز رفتن استعداد به هرمقیاسی که دلتون بخواد... " - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - نمی دانم در المپیک تحقیر شدیم یا حقیر بودیم و نمی دانستیم؟!! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - خداحافظ خودکفایی گندم. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - پرویز مشرف هنگام کناره گیری از قدرت : "من مصلحت مردم را بر مصلحت خود ترجیح می دهم."
|
|
+
یکشنبه 3 شهریور1387 11:38 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|