![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
- در شمالي ترين شهر از شمالي ترين استان اين ديار چيزهايي ميتوان يافت زيبا ، جذاب... چه ميدانم ؟!! عجيب !! آستـارا. شنيدم كه مي گفتند نام آستارا برگرفته است از تكراربارهاي آهسته رو ، آسته رو...آستارا. يعني آهسته برو ، آرام تر ، عجله نكن ، ببين ، نگاه كن ، مراقب باش كه راه سخت دشوار است. مي انديشم كه آهسته رفتن و آرام رفتن نه فقط روي به يك شهر دارد كه از ديرباز گفتند و شنيديم كه در همه جا ، كه در هميشه ي زندگي بايست آرام رفت و با نگاه رفت و مدام؛ كه زندگي راهش همه سخت است و دشوار .پس علت چيست ؟ چه سبب است كه در ميان اين همه شهر و اين همه ديار ، تنها اين جا بنام گفته ميشود كه آهسته برو ؟!! به ذهن سراسر روياي من تنها اين ميتواند پاسخ باشد كه اين شهر همه حرف است و همه سخن. همه عشق است و همه دل. پس عجله نكن. آرام تر ، ببين و بشنو. آهسته رو ، آسته رو ... آستارا. آهسته رو و ببين مردماني را يكسر صفا چون هواي نابش ، استوار چون كوههايش ، جاري چون خزرش ، آرام چون استيل و به گاه خروشان چون آبشار لاتون ، سر به زير چون برنج شاليزارش ، رها چون نسيم حيرانش ... و آگاه ... و آگاه به استناد خشت خشتِ قدمتِ دبيرستانش. آهسته رو ... آرام تر ... ببين... بهشت را ببين. بهشتي را كه مردمانش به همت ساخته اند. كه بقول معلم راستين قلم ،دكتر شريعتي، : " بهشت نام باغي در آن دنياي ديگر نيست ، بهشت نام باغي كه هست نيست ، بهشت نام باغي هست كه در دلهاي بهشتي به ياري هم مي توانند ساخت."
- استیل : دریاچه زیبای استیل که در آن گونه منحصر به فردی از درختان تیره توسکا هست که ریشه شان بر آب شناور است و در طول گذر زمان حرکت می کند. - لاتون: آبشار سحر کننده لاتون با بیش از 100 متر ارتفاع - حیران: گردنه ی حیران - دبیرستان: دبیرستان حکیم نظامی آستارا که قدمتی نزدیک به دارالفنون دارد و اولین دبیرستان ایران است که خانمها اجازه تحصیل داشتند
- برای آبجی نوای جانم که عزیزترین هدیه خدا برای من و تفنگدارا هست بهترین ها رو آرزو می کنم و خودمون رو شریک غمش. قراره دوباره برگردیم به زندگی. قشنگتر و قوی تر. مگه نه آبجی؟ - روز خبرنگار مبارک نخ سوزن به بهترین خبرنگار دنیا : آبجی نوا - این روزها بوی برنج تو اطراف شهر دیوانه کننده ست... - ممنونم دکتر مهاجرانی عزیز - خسرو شکیبایی.
|
|
+
چهارشنبه 16 مرداد1387 12:58 سیامک حسن زاده |
|
|
گلچهره مپُـرس آن نـغمه سـرا از تو چــرا جـدا شد گلچهره مپُـرس پـروانهء تو بی تو .. کجا رهــا شد مـپــــــــــــــــــــــــــــــُــــــرس ... مپــــــــــُــــــــــرس مرنجان دلـت را خـدا را رها کن غـمت را .. رها کن مخور غـــــــــــــــــم مخور غــــــــــــــــــــــــــم نگارا ..... مخور غم نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگارا
|
|
+
سه شنبه 8 مرداد1387 21:15 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|