![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
علي(ع) : آنكه دنيايش را فداي دينش مي كند با كسيكه دينش را بخاطر دنيا رها ميسازد يكي است و هر دو از ما نيستند. ..................................................................................................... علي،ميثم صحابيش را كه خرما مي فروخت مي بيند كه خرماها را به دو دسته ي خوب و بد تقسيم كرده و با دو قيمت مختلف مي فروشد،با خشم باو مي گويد:چرا مردم و بندگان خدا را بر اساس طبقات تقسيم بندي مي كني؟بعد با دستش خرماها را مخلوط مي كند و دستور مي دهد كه همه را با يك قيمت ميانگين بهمه بفروش. ..................................................................................................... مسئوليت روشنفكران مذهبي حوزه هاي علمي اسلامي در محيطي كه خالي از اسلام نيست بلكه پر از اسلام دروغين و مسخ شده است، از كار همفكران و همدردانشان در آنسوي،خطيرتر و سنگين تر است. كار آنها جهاد در سرزمين كفر است و كار اين ها تلاش در نفاق!دشمن آنها يا دستش خالي است و يا بت "لات" و "هبل" در دست دارد.صف ها روشن است و مرزها مشخص و ميانشان خندقي فاصل اسلام و كفر،مسلمان و يهود،موحد و مشرك ... اما در اينجا اينان بايد بر روي قومي شمشير كشند كه اگر اينها قرآن را در دست دارند،آنها بر سر نيزه ها و پرچم ها بر كشيده اند !كساني كه از خيمه ها شان همچون كندوهاي زنبور ،زمزمه ي دعا و نماز و ذكر و تلاوت قرآن و اذان و مناجات مي آيد! وقتي ابوسفيان به اسلام ،مسلح گردد،محمد (ص) هم خلع سلاح مي شود! عمر و عاص بت "لات" را كه مي گذارد و قرآن را برمي دارد،علي - فاتح خندق – را ،در صفين شكست ميدهد! ................................................................................................. مذهب را بعنوان سلاح برنده اي استخدام كردند تا مردم را و احساسشان را از سرنوشت كنوني اغفال نمايند و بمسائل گذشته منحصر كنند ،عقده هاي عيني مردم را تبديل به عقده هاي ذهني سازند و بنام دين توجه توده را از پيش از مرگ به بعد از مرگ منحرف كنند،تا مسلمانان را از داشتن يك زندگي آسوده و آزاد و مرفه در روي زمين باز داشته و ايده آلشانرا در خصوص اين زندگي به بعد از مرگ منتقل كنند. " چه باید کرد؟ " |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 15:45 توسط سیامک |
|
|
بلال ، يك حبشي بود و لهجه ي خارجي داشت و " قرائتش درست نبود"! حتي مخرج "شين" نداشت و همچون سياهان هموطنش –امروز- شين را سين تلفظ مي كرد؛ اما حنجره اي طلائي داشت.پيامبر با آن همه ياران فصيح "خوش قرائت" كه تجويد هم خوب بلد بودند، او را بعنوان زبان رسمي دينش و نمازش انتخاب مي كند و از آغاز كا ر تا پايان زندگيش او را در اين مقام نگه مي دارد، و اذان را كه شعار جامعه ي اسلام ، دين اسلام و نماز اسلام است به حنجره بيگانه ي اين حبشي وا مي گذارد و حتي تلفظ غلط اذان را تحمل مي كند ،فداي زيبائي صوتش! يعني غلط بشنوي بهتر است تا زشت بشنوي! اين است كه ميگفت: اسهد ان لا اله الا الله ! مقدس ها فرياد برآوردند كه : غلط شد! اما خدا كه زيبائي را بيشتر از لفاظي دوست مي دارد ، "سين" خوش آهنگ او را " شين " مي شنيد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 12:35 توسط سیامک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
اومدم.اومدم به عشق تمام دلتنگی های پاکی که داریم و فقط با تنهایی هامون قسمت می کنیم. از یه اتاق کوچیک که از تمام خودم با خبره وارد این مسیر شدم.مسیری که فعلا آخرش دیده نمی شه... اسم این مسیرو میذاریم زندگی.چطوره؟ |
|
RSS
|