![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
میدونی چرا همه ی دنیا با ما مشکل دارن؟آخه به ما حسودیشون میشه.از اینکه می بین ما وسط عشق و حالیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 0:31 توسط سیامک |
|
|
اینها خیال می کنند خداوند هم مثل فلان حاکم و خلیفه و قیصر و کسری است که هرکس چاپلوسی کند و از یک کنار،بی آنکه بیندیشد و بسنجد و بشناسد،حرفهای تکراری و کلی و بی ثمر را واگو کند خوشش می آید.اصلا" خدا از آدمهای قالبیِ رامِ خشکه مقدس یک بعدی بدش می آید، اگر نه چرا فرشته های مطیع و پاکش را که همگی از آغاز خلقتشان "یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود..."به پای آدم عصیانگرِ خطاکارِ خونریز میافکند؟ علی چرا 4000 خر مقدس حافظ قرآن و شب زنده دارِ صایم الدهر قایم الیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می گیرد؟ یک شرابخوارِ بی بندوبار اما مرد،و وفادار و باشعور مثل...به همه ی این جماداتِ انسان گونه ی مقدس مآب بی عقل می ارزد. خدا از آدمهایی که ضعف و زبونی خود را می خواهند با خداپرستی جبران کنند بیزار است. از آنهایی که یک تخته شان کم است و جای خالیِ آن را با مذهب پر می کنند نفرت دارد. میدانم... "دکتر شریعتی" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 فروردین1386ساعت 16:20 توسط سیامک |
|
|
در جایی گفته ام:"اگر در صحنه نیستی،هر کجا که می خواهی باش." هدف اینست که در صحنه نباشی،دیگر هر کجا که خواهی باش.و اگر در آنجا که باید شاهد باشی و حاضر،اما نیستی،هر کجا که خواهی باش:"چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی"،هر دو یکی است. برای استحمار کردن ،همیشه تو را به زشتی ها دعوت نمی کنند که نفرت زشتی ها تو را فراری بدهد و متوجه آنجایی بکند که باید به آنجا متوجه شوی. گاه تو را دعوت می کنند به "زیبایی ها"برای کشتن یک حق بزرگ،حق یک جامعه، یک انسان.گاه دعوتت می کنند که سرگرم یک حق دیگر باشی و یک حق محق دیگر را می کشند. "دکتر شریعتی" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 فروردین1386ساعت 14:21 توسط سیامک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
اومدم.اومدم به عشق تمام دلتنگی های پاکی که داریم و فقط با تنهایی هامون قسمت می کنیم. از یه اتاق کوچیک که از تمام خودم با خبره وارد این مسیر شدم.مسیری که فعلا آخرش دیده نمی شه... اسم این مسیرو میذاریم زندگی.چطوره؟ |
|
RSS
|