![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
با صدای بی صدا مثل یه کوه بلند، مثل یه خواب کوتاه .... یه مرد بود یه مرد
قسمت هایی از دفاعیات گلسرخی در دادگاه: «من قطرهاي ناچيز از عظمت خلقهاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدكها و مازيارها و بابكها، يعقوب ليثها، ستارها و حيدر اوغليها، پسيانها و ميرزا كوچكها، ارانيها، روزبهها و وارطانها داشته است». در ايران انسان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه ميكنند. چنانكه گفتم من از خلقم جدا نيستم، ولي نمونه صادق آن هستم. اين نوع برخورد با يك جوان، كسي كه انديشه ميكند، يادآور انكيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض و طويل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است كه به نام اداره نگارش خوانده ميشود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده ميشود. در حالي كه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست، و بدين گونه است كه فرهنگ موميايي شده كه برخاسته از روابط توليدي بورژوا كمپرادور در ايران است، در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را با سانسور شديد خود خفه ميكند. ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت ميگيرد، با تمام خفقان، ميتوان جلوي انديشه را گرفت؟....
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم
................................................................................
آیا می دانید: - کفتارها از باقیمانده لاشه مردارهایی که توسط حیوانات دیگر شکار شده اند، تغذیه میکنند. آنها به طور عادی در طول شب فعالیت میکنند و در طول روز در لانه هایشان استراحت میکنند. - از آنجایی که این حیوان لاشه مردار میخورد سیستم گوارش آن بسیار با باکتری ها سازگار است. - كفتارها بطور غريزی دشمنی پايان ناپذيری با شيرها بر سر تصاحب قلمرو دارند. - کفتارهای ایرانی برخلاف عادات سایر کفتارها به صورت جفتی و نه گله ای زندگی می کنند.
|
|
+
یکشنبه 17 آبان1388 11:0 سیامک حسن زاده |
|
|
قسمتهایی از کتاب " گاندی و استالین دو نشان بر سر دو راهی" اثر لویی فیشر - گاندی معبد و مذهبی را بنیاد نساخت و هرچند که با ایمان زیست با این حال هیچ اعتقاد جزمی و متعصبانه ای را بدنبال خود باقی نگذاشت تا مومنین بر سر میراث ها و سنت های آن با یکدیگر به مرده خوری و مجادله بپردازند . وی با وجود اینکه عمیقاً به مذهبی که با آن زاده شده بود ، به شیوه ی خود، وفادار و معتقد بود، اما هرگونه اصول عقیدتی ، مناسک یا عبادات را – که از دیدگاه وی نافی قانون معنویت و شفقت فراگیر باشد – بدون ترس و ملاحظه و مصلحت اندیشی مردود می شمرد. - فولاد بیشتر، آجرهای بیشتر، اسلحه ی بیشتر، نظم بیشتر و بذل و بخشش های بیشتر، مایه ی غرور و لاف زنی تمامی مستبدین است. سیستم استبدادی ، کمربند شهروندانش را تنگ تر می کند و آنان را با وحشت تهدید همنشین می سازد، اما همزمان به پایان کارنیز اشاره می کند که وعده ی بهشت و اقتدار ملی است. در این میان ، پیشروی هایی جزئی به سمت آینده ی موعود بدست می آید . از نظر مستبد، آزادی و اصول در مقابل یک اتوبان بزرگ، یک کارخانه ی تراکتورسازی یا یک کوره ی بلند ذوب آهن هیچ ارزشی ندارد. - ملت ها ممکن است بخاطر سلاح، دست از نان بشویند و در جریان تشنگی شان برای امنیت ، تبدیل به چپاولگرانی ضداخلاق شوند، اما امروز، آلمان نازی کجاست؟ - شخصیت و منش یک حاکمیت بر حسب رفتارش با دارایی های بی جان تعیین نمی شود بلکه براساس نوع رفتارش با انسانهای زنده شکل می گیرد. - در روسیه "گفتن" بسیار است، اما " گفت و گو" کمیاب. - استالین خواهان اطاعت است. گاندی خواهان عشق و وفاداری است. - نظام استبداد برای اینکه به رعایا و دنیا ثابت کند که مردمی است، دائماً انتخابات براه می اندازد. اما 10 یا 20 یا 30 درصد رای ضد دولتی در انتخابات، بمعنی وجود یکی نیروی مخالف (اپوزیسیون) میتواند باشد و نشانه ای از تمایل به یک حزب مخالف. بنابراین انتخابات باید صددرصدی شود. لذا در آلمان هیتلری رای همگی عملاً "آری" بود. در اتحاد شوروی، بنا به گزارشات رسمی، بیش از 99 درصد آرای ریخته شده به نفع حکومت می باشد. یکصد میلیون نفر انسان بر سر هیچ چیزی توافق ندارند جز بر سر استالین!! آنان موافق نیستند که تلفن لازم است، که حمام کردن امری بهداشتی است. که نان چیز خوبی است!!! لذا همگی از اوضاع راضی اند و قرار نیست که اپوزیسیونی داشته باشند. در صورتیکه از رای ندادن به استالین نمی ترسیدند مطمئناً همگی از رای دادن به وی سرباز میزدند. - وحشت ، واقعیتی است مسلم در نظام استبداد. - وزیر کشور انگلیس ، جیمز سد.اد می گفت: " ما یک دموکراسی بسیار قدیمی هستیم که بسیار شوخ طبعیم". اما حکومت مستبد هرگز خود را به دست جریان لبخند نمی سپارد، بلکه از تنش تغذیه می کند. این حکومت نیازمند دشمن است. چون دشمنان بهانه ای برای تنش و وحشت اند. اگر دشمنی وجود نداشت، حکومت آنان را تولید می کند و فربه شان می سازد. - مردم غالباً امیدوارند که مرگ استالین، تغییری در اوضاع پیش بیاورد و شاید منجر به مردم سالاری در روسیه شود. اما نمی دانند که استالین به این خاطر مستبد است که استبداد به مردانی چون استالین نیازمند است. - خشونت، شیوه ی عمل اقلیتی است که نمی تواند اکثریت را متقاعد کند . تبر، ششلول و روغن کرچک؛دین و آیین آنانی است که ایمان به آرمان ها، اخلاق و عشق به انسان ندارند – هرچند که روضه ی رفاه بشریت را بر سر منبرهای خود بخوانند. - دمکراسی فقط با جهانی نگری و "به همه ی زمین اندیشیدن" می تواند نجات یابد و نه با ملی گرایی محصور در مرزها. - اینکه به موافقان آزادی بدهیم راحت است. باقی و اصل دمکراسی در آنجاست که مخالفین در مخالفت خود آزاد باشند. دمکراسی در واقع آزادی اقلیت در مخالفت و آزادی "در اقلیت ماندن" است.
|
|
+
جمعه 17 مهر1388 6:45 سیامک حسن زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
در دل من چیزی است،مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا می خواند. |
|
RSS
|